پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - قرآن پژوهي با رويكرد خبري و يافتههاي جديد ارتباطي - آشنا حسام الدین

قرآن پژوهي با رويكرد خبري و يافته‌هاي جديد ارتباطي
آشنا حسام الدین

هر پژوهشگري مي‌تواند از منظري خاص وباپرسشي مشخص به گوهر گرانبار كلام خداوند، يعني قران مجيد وارد شود و از صدف كلمات، گوهر معاني برگيرد. قرنهاست كه اهل بلاغت و معاني بيان از منظر زيبايي‌شناسي كلام، به قران مي‌پردازند و از هر آيه‌اي چندين نكته‌ي بلاغي و بياني برداشت مي‌كنند و حتي در وصف آيه‌اي از آيات الهي، كتاب مي‌نگارند. دانشمندان زبان‌شناس، با جست‌وجوي عميق در جملات قرآني، شواهد نحوي را استخراج كرده و اعراب «القرآن الكريم» را بنياد مي‌گذارند. از اين رو، از يك طرف پژوهش‌هاي مختلف در قرآن كريم موجب پيدايش دانش پردامنه‌ي علوم القرآن شده و از طرف ديگر، پيشرفت علوم تجربي و انساني در دهه‌هاي گذشته نيز رويكردهاي جديدي را در قرآن پژوهي به دنبال داشته است. كيهان شناسان، پزشكان، روانشناسان، جامعه شناسان، سياست‌پژوهان و ديگر عالمان نيز به رشته‌هاي مختلف «العلوم في القرآن» رونق بخشيده‌اند و كتاب‌هايي، هم‌چون «الهيئه في القرآن، علم النفس القرآني، الصور الفنيه في القرآن» و... حاصل تلاش هاي بي دريغ اين انديشمندان است.(١)
اين گونه تلاش‌ها نمايانگر سه رويكرد اساسي در اسلامي كردن معرفت است: گروهي از افراد، علوم، معارف و متون اسلامي آغاز كرده‌اند و باعرضه‌ي پرسش هاي علوم به منابع ديني و استنباط اجتهادي، از آن به غني‌تر كردن دانش ديني مدد رسانده‌اندو گروهي ديگر، از علوم اجتماعي آغاز كرده‌اند و با پذيرش روشها و برخي مفروضات اصلي آن، به اصلاح انحرافات در پرتو معرفت ناشي از كلام وحي و معصومان پرداخته‌اند.(٢) رويكرد سوم را مي‌توان برآيند رويكردهاي قبلي و تلاش دو سويه براي ارتقاي دريافت بشري از پديده‌هاي علمي واجتماعي در پرتو آموزه‌هاي ديني و افزايش بصيرت و معرفت ديني درپرتو يافته‌هاي علوم اجتماعي و تجربي دانست. در اين رويكرد به جاي تقابل انديشي ميان علم و دين، بر مشتركات تأكيد مي‌شود و تأييدات رويكردهاي علمي و ديني نسبت به يكديگر به عنوان پشتوانه‌ي اعتبار برداشت‌هاي متعارض در هر رويكرد تلقي مي‌شود.
اين مقاله تلاش مي‌كند تا با عنايت به رويكرد تلفيقي و دو سويه در معرفت ديني - علمي از منظر خبرشناسي (يكي از شاخه‌هاي علم ارتباطات) به قرآن پژوهي بپردازد، اما فقط در حد طرح يك ايده و اشاره به نمونه‌هايي چند و نه‌يك پژوهش كلان و استقصاء تام. به نظر مي‌رسد كه پژوهشگران در ارتباطات هم مي‌توانند از اين مائده‌ي آسماني درحد بضاعت خود بهره برگيرند و هم مي‌توانند پرتوي تازه بر اين گنج پنهان بيفكنند و جلوه‌اي از جلوات نوراني آن را بر تشنگان معرفت بنمايانند. (٣)

قرآن، يك رسانه‌ي ويژه
اكنون كه قرآن كريم به شكل يك كتاب مدون دراختيار ماست، حاصل سه فرآيند ارتباطي است:
١. ارتباط خدا با انسان يا ارتباط وحياني؛ اين ارتباط ناشناخته كه براي فهم كيفيت و فرآيند آن، راهي جز استناد به خود قرآن كريم و اقوال پيامبر اكرم «صلي اللّه عليه و آله» (پيام و گيرنده‌ي پيام) وجود ندارد، بسيار قابل تأمل است. در اين نوشته‌ي كوتاه فقط به وجه ارتباطي، يعني يكي از وجوه متعدد آن اشاره مي‌شود:
از ديدگاه علامه طباطبايي(ره) وحي ياشعور مرموز ارتباطي خاص ميان خداوند با برخي مخلوقات منتخت است. ايشان براي تفهيم مطلب، از تمثيل امواج راديو استفاده كرده‌اند كه عليرغم وجود امواج در هوا فقط از طريق گيرنده‌ي مناسب قابل تبديل به انرژي صوتي است.(٤) مباحث امروزين در حوزه، فشرده سازي ديجيتالي و پهناي باند مي‌تواند در فهم تمثيلي پديده‌ي وحي كه در اصطلاح‌شناسي قرآني و به تعبير راغب اصفهاني، به معناي اشاره‌ي سريع آمده است، كمك شاياني بنمايد. در اين تعبير انتقال وحي بسيار سريع و حجم زيادي از اطلاعات باچگالي بسيار بالا از يك فرستنده‌ي خاص به يك گيرنده ي خاص (نقطه به نقطه) است. شايد آيات شريفه‌ي زير به فهم اين پروتكل ارتباطي خاص مدد رساند:
«ما كان لبشر أن يكلّمه الله إلا وحيا او من وراي ححاب اَو يرسل رسولا فيوحي باذنه مايشاء إنّه عَلِيّ حكيم» (شوري ٥١) «ولا تعجل بالقران من قبل ان يقضي اليك وحيه»(طه ١١٤)
اين ارتباط مستلزم رمز گذاري و رمز گشايي است. يكساني و هماهنگي ميان دستورالعمل‌هاي رمز گذاري و رمز گشايي شرط اصلي عدم اختلال در هنگام دريافت است. (٥)عصمت پيامبر اكرم (ص) در مقام تلقي وحي را در پرتو اين اصل ارتباطي بهتر مي‌توان درك كرد. از سوي ديگر اولين مرتبه‌ي نزول نيز در همين مرحله واقع مي‌شود و پيام الهي بر قلب انساني فرود مي‌آيد. در اصطلاح‌شناسي علوم قرآني اين مرحله را نزول دفعي و زمان آن را «ليلة‌القدر» مي‌دانند.
٢. ارتباط ميان فردي، شفاهي، مستقيم، شخصي و رو در روي پيامبر با مردماني كه وحي را بر آنان تلاوت مي‌نمود. در مرتبه‌ي اول نزول، هنوز كلمات درپيام نقشي ندارند ولي در مرتبه‌ي دوم نزول، همراه با ساخت يافتگي پيام در قالب زبان عربي است. تبديل وحي به گفتار و پيام شفاهي نوعي تنزيل است ؛ يعني تمام ويژگي‌هاي فرا زباني وحي كه نمود آن در جذبه‌هاي روحاني پيامبر اكرم (ص) درهنگام ديدار جبرئيل رخ مي‌نمود، از پيام حذف مي‌شود. در اين مرحله امر قلبي به پديده‌ي زباني تبديل مي‌شود، اما هنوز ويژگي‌هاي زبان گفتاري و پيام‌شناسي را درخود دارد؛يعني حاوي تاكيدات و فشارها (Atress And Intonation) و قرائن حاليه ومقاليه است. معاصران پيامبر اكرم (ص)و مخاطبان اوليه‌ي قرآن كريم، امكان درك توام با همزماني و فهم محتوا(Content) را در پرتو زمينه‌ي (Context) داشته‌اند ؛ در نتيجه درك معاني ضمني اين پيام الهي براي آنان با سهولت بيشتري نسبت به آيندگان ممكن بود. قرآن كريم نيز به صراحت از پيامبر خواسته است كه وحي را بر مردم تلاوت كند «اتل ما اوحي اليك من الكتاب...» عنكبوت ٤٥ و محتواي كتاب قلبي را بر آنان آشكار نمايد: «قل انما يوحي الي انما الهكم اله واحد فهل انتم مسلمون»(انبيا ١٠٨) اين مرحله را نزول تدريجي قران و زمان آن را ٢٣ سال نبوت پيامبر و در مناسبت‌هاي مختلف مي‌دانند.مسلمانان براين عقيده‌اند كه تبديل وحي به كلمات نيز امري الهي و پيشيني است.
٣. تبديل ارتباط شفاهي به پيام غير مستقيم و غيرشخصي ؛ يعني نوشته شدن قرآن كريم براساس ترتيب مورد نظر پيامبر اكرم و تبديل آن به كتاب.
دراين مرحله ويژگي‌هاي پيام شفاهي نيز از قرآن موجود حذف شد و در واقع سومين مرتبه‌ي نزول واقع شد. همان‌گونه كه متن نوشته شده، هيچگاه قابل مقايسه با تصوير توام با صوت نيست ؛ قرآن مكتوب هم نسبت به قرآن ناطق در عصر پيامبر از مرتبه‌ي نازلتري برخوردار است و درك آن با مشكلات و احتمال خطاي بيشتري همراه است.(٦) اين فرآيند سه مرحله‌اي لزوم توجه به ويژگي ها و مراحل رمزگشايي از پيام را در هر يك از مراتب نزول نشان مي‌دهد.
رويكرد ارتباطي در تفسير قرآن سعي مي‌كند از دو پوسته و قشر خط وكلام بگذرد و با بازيابي مجدد متن در زمينه‌ي فرا تاريخي خود به گوهر وحياني قرآن كريم توجه كند. شايد بازنگري مباحث مربوط به ذاتي و عرضي در دين از اين منظر ارتباطي، نتايج شگفتي ببار آورد.
اولين مرحله‌ي رمز گشايي از قرآن (قرآن مكتوب) در تفسير ارتباطي (بعنوان جايگزيني براي تفسير ترتيبي و موضوعي) عبور از اصطلاح كتاب به معناي متداول است. براي تقريب به ذهن، ابتدائا بايد گفت: قرآن كريم بيش از آن كه داراي خصوصيات يك وسيله‌ي ارتباط جمعي به اسم كتاب باشد، به يك نشريه شبيه است آن هم از نوع گاهنامه.(٧) در جريان نزول تدريجي، آيات الهي در شرايط و اوقات متفاوت، در سبك‌ها و حجم‌هاي مختلف نازل مي‌شد. تفكيك آيات مكي و مدني، اختلاف طول متوسط آيات، لحن و آهنگ متفاوت آيات و تأليف كتب متعدد درباره‌ي شان نزول آيات، اين باور را تقويت مي‌كند كه قرآن كريم در واقع مجموعه‌اي از گفتارهاي كوتاه و بلند در موضوعات بسيار متنوع است كه در طول ٢٣ سال در شرايط مختلف و به مناسبت‌هاي گوناگون منتشر شده است و پس از اتمام دوره‌ي انتشار يا حتي در طول دوره‌ي انتشار به‌گونه‌اي استثنايي و هنرمندانه ، اين بسته‌هاي آيات در يك ويرايش و تدوين جديد به يك كتاب تبديل شد. قرآن، مكتوب بسيار فراتر از دوره‌ي صحافي شده‌ي يك گاهنامه است ؛ اگر قرآن فقط به ترتيب نزول مرتّب و تدوين مي‌شد، چيزي نبود جز گزارش تاريخي از شرايط و مراحل دعوت پيامبر و نه كتابي جاودان براي همه‌ي تاريخ. آنچه قرآن مكتوب را به معجزه‌ي پيامبر تبديل كرده، نه فقط حسن اجزاء، بلكه حسن تاليف هم هست. به تعبير ساخت گرايان، كلّيت قرآن فراتر از جمع اجزاء آن است.
تفسير ارتباطي قرآن كريم ـ فراتر از تفسير ترتيبي و موضوعي ـ نظر به مشابهت قرآن، با يك محصول ارتباطي تدوين شده دارد. همان‌گونه كه فهم، تحليل، تفسير و رمز گشايي از يك فيلم بدون آشنايي با فن تدوين ـ به عنوان معماري فيلم ـ ممكن نيست، يا تحليل يك بسته‌ي خبري بدون شناخت پديده‌ي ويراستاري، خبر ناقص است، در تفسير قرآن كريم ـ به عنوان متعالي‌ترين محصول ارتباطي موجود در جهان ـ نيز بايد به اهميت نحوه‌ي تدوين و گزينش‌هاي الهي در ويراستاري اين مجموعه عظيم توجه كرد.

قرآن، يك رسانه‌ي خبري
اگر قرآن كريم را از حيث محتوايي مورد بررسي قرار دهيم، با سه نوع گويه‌ي اصلي مواجه مي‌شويم: بخش كوچكي از قرآن را احكام تشكيل مي‌دهد كه با حجمي حدود پانصد آيه معمولاً در «كتب آيات الاحكام و احكام القرآن» تجزيه و تحليل مي‌شود. اين آيات به هنجارسازي و آموزش بايدها و نبايدهايِ تكليفي مي‌پردازد و رفتارهاي مومنان را شكل مي‌دهد. آياتي نظير:«كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم» (بقره ١٨٣) «ولله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا» (آل عمران ٩٧) «فاغسلوا وجوهكم وايديكم الي المرافق» (مائده ٦) «اذا تداينتم بدين الي اجل مسمي فاكتبوه» (بقره ٢٨٢) در اين مجموعه‌ي آيات جاي دارند. كاركرد گروه دوم آيات الهي را مي‌توان مشابه به كاركرد كلاسيك «راهنمايي» و«پرورش احساسات» در وسايل ارتباط جمعي ارزيابي كرد. اين مجموعه‌ي آيات كه از آن‌هابه عنوان «مواعظ» ياد مي‌شود، شامل عقايد حقّه، مباحث كلامي و وصاياي الهي براي زندگي سعادتمند در دنيا است ؛ آيات زير به عنوان نمونه‌اي از اين گروه قابل ذكر است:
«و وصّينا الانسان بوالديه حملته امه وهنا علي وهن» (لقمان١٤) «ولقد وصينا الذين اوتوا الكتاب من قبلكم و اياكم ان اتقوا الله» (نساء١٣١)، «ولن تغني عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت» (انفال١٩)، «و توبوا الي الله جميعا ايها المومنون لعلكم تفلحون» (نور٣١).
گروه سوم آيات الهي «اخبار» است كه داراي كاركردي مشابه وظيفه‌ي اطلاع رساني در رسانه‌هاي جمعي است. بخش اعظم آيات الهي را مي‌توان در اين مقوله جاي داد، چرا كه رسالت اصلي پيامبر اكرم(ص) يعني ابلاغ الهي جز در سايه ي اخبار از گذشته، حال و آينده قابل تحقق نبود. يكي از رويكردهاي مهم درتفسير ارتباطي قرآن كريم، بررسي خبر رساني در اين وسيله‌ي ارتباطي است. اهميت اين رويكرد در آن است كه اخبارقرآني داراي چنان ارزش‌هاي خبري است كه ماندگاري زماني آن را در گستره جغرافيايي و در پهناي فرهنگ‌هاي متفاوت تضمين كرده است. يك متخصص خبر نويسي حق دارد از خود سوال كند كه چگونه مي‌توان خبري نوشت كه هرگز كهنه نشود، همواره تازگي خود را حفظ نمايد و در عين حال براي همه‌ي انسان‌ها از هر رنگ و نژاد و با هر پيشينه و فرهنگ داراي جذابيت خبري باشد؟ آن محقق فرضي مي‌تواند با كاوش در عناصر و ارزش‌هاي موجود در پيام‌هاي خبري كتاب الهي پاسخ خود را بيابد. در اين بخش از نوشته با رويكرد درون متني، به تحليل پاره‌اي از پيام هاي خبري قرآن كريم مي‌پردازيم و اميدواريم در نوشته‌اي ديگر به بحث برون ديني به خصوص ارزش‌هاي خبري (Values News) در قرآن كريم بپردازيم.

اصطلاح‌شناسي خبري درقرآن كريم
با بررسي اجمالي قرآن، روشن مي‌شود كه سه كليد واژه‌ي مهم در حوزه‌ي خبر وجود دارد: «خبر، حدث و نبأ». اگر چه پيام‌هاي خبري قرآن كريم به اين واژه‌ها محدود نمي‌شود، ولي آيات مرتبط با اين واژه‌ها را مي‌توان نمونه‌اي از كل آيات دانست.
خبر در لغت به معناي آگاهي به پديده هاست. ويژگي اين آگاهي معرفت به لايه‌هاي زيرين و باطن امور است و از همين باب است «خبره و خبير»؛خبير فقط دانا نيست، بلكه داناي نهان هاست. از اين روست كه خضر نبي (ع) در پايان آن سفر آزمايشي، خطاب به موسي (ع)مي‌گويد: «وكيف تصبرعلي مالم تحط به خبرا» (كهف ٦٨) در آياتي كه واژه‌ي خبر همراه با دو واژه نبأ و حدّث به كار رفته است، اين ويژگي معنايي خبر، يعني عمق و بصيرت به خوبي به چشم مي‌خورد«قل لاتعتذروا لن نومن لكم قد نبأنا الله من اخباركم»(توبه ٩٤) «يومئذ تحدّث اخبارها بأنّ ربك اوحي لها» (زلزال ٥-٤) آن چه در اين مورد قابل ذكر است، عدم كاربرد ريشه‌ي سه حرفي خبر در صيغه‌هاي فعلي است. خبر در قرآن بيش از آن كه به فرآيند و جنبه‌ي فعلي مربوط باشد، به محتواي پيام مي‌پردازد.
ريشه‌ي سه حرفي حدّث و مصدر آن حدوث به معناي پديد آمدن يك چيز پس از آن است كه وجود نداشته است و حديث هر كلامي است كه از راه گوش يا وحي در بيداري و خواب به انسان مي‌رسد ؛ در نتيجه در حديث دو وجه تازگي و كلامي بودن لحاظ مي‌شود. خداوند كتاب خود را حديث ناميده است: «الله نزل احسن الحديث كتابا متشابها» (زمر٢٣). نگاهي اجمالي به آيات نشان مي‌دهد كه حديث در زبان قرآن در معنايي مشابه به گزارش خبري و اعم از گفتار انساني و مشتمل برشرح فرايندها و وقايعي مانند جريان موسي و آتش: «هل اتاك حديث موسي» (طه٩) داستان ميهمانان ابراهيم «وهل اتاك حديث ضيف ابراهيم المكرمين» (ذاريات ٢٤) و... مي‌باشد.
شايد مرتبط‌ترين واژه بامباحث خبري امروزين، «نبأ» باشد. اين واژه در عميق‌ترين و اصيل‌ترين لايه‌ي معنايي به حركت از يك مكان به مكان ديگر اشاره دارد. نبأ خبري است كه منتقل مي‌شود، از دروغ خالي است و داراي فايده‌ي بزرگي است و به واسطه‌ي آن، يا علم حاصل مي‌شود و يا يك طرفِ احتمال تقويت مي‌شود. پس نبأ در زبان قرآن، يك پيام خبري است كه داراي چهار ويژگي انتقال، مفيد بودن، صادق بودن، آگاه كننده و كاهش دهنده‌ي ابهام مي‌باشد.
بررسي آيات الهي نشان مي‌دهد كه فرستندگان اصلي اين گونه پيام‌هاي خبري، خداوند و پيامبران الهي هستند. اساساً نبوت چيزي جز دريافت نبأ الهي و انتقال آن به ديگران نيست. اگر صفات منتسب به نبأ را در قرآن كريم مورد توجه قرار دهيم، روشن مي‌شود كه پيام هاي خبري در قرآن انواعي دارد ؛ اخبار يقيني: «وجئتك من سبا بنبأٍ يقين» (نمل ٢٢)، اخبار حقيقي: «نحن نقص عليك نبأهم بالحق» (كهف ١٣)، اخبار پنهاني: «ذلك من انبأ الغيب نوحيه إليك» (يوسف ١٠٢)، اخبار بزرگ:«عم يتساءلون عن النباء العظيم» (نباء٢-١) دريك تقسيم بندي زمان محور مي‌توان پيام‌هاي خبري قرآن را به سه دسته‌ي گذشته، حال و آينده‌نگر تقسيم كرد. گاهي سخن از اخبار گذشتگان است: «كذالك نقص عليك من انبأ ما قد سبق» (طه ٩٩) گاه مساله مربوط به اخبار جاري است. گاه در يك واقعه‌ي خاص پيامبر از اخبار داخلي ديگران مطلع مي‌شود و مردمان رانسبت به آن آگاه مي‌كند:«قل لاتعتذرو ا لن نومن لكم قد نبأنا الله من اخباركم» (توبه ٩٤) اخبار آينده نگر هم در ميان آيات فراوان به چشم مي‌خورد: «سوف ينبّئهم الله بما كانوا يصنعون» (مائده ١٤)، «يوم يبعثهم الله جميعا فينبّئهم بما عملوا» (مجادله ٦)
سوال بعدي مربوط به محتواي پيام‌هاي خبري قرآن است كه با لفظ «نبأ» از آن‌ها ياد شده است. در واقع مي‌توان پرسيد پاسخ سوال «چه چيز» در عناصر خبري قرآن چيست؟
دريك تحليل كل نگر و با جمع بندي آيات، مي‌توان گفت كه انبأ قرآني» سه محور عمده دارند:
١- بيان لايه‌هاي نهاني و صورت واقعي گفتارها و كردارهاي آدميان (آل عمران ٤٩ و...)
٢- بيان نقاط عطف و دوران ساز در زندگي بشر بخصوص سر گذشت پيامبران الهي (شعرا ٤٩، قصص ٣، تعابن ٥ و...)
٣- حقايق باطني جهان هستي و رابطه‌ي خداوند باجهان (انعام ٥، شعرا ٦، هود ١٠٠ و... )
به نظر مي‌رسد پيام جاوداني قرآن و مهمترين، سرنوشت‌سازترين و ماندگارترين پيام خبري در اين كتاب الهي، آيه‌ي شريفه‌ي «نبي عبادي اني انا الغفور الرحيم و ان عذابي هو العذاب الاليم» سوره‌ي حجر، آيه‌ي ٥ـ٤٩ باشد. يعني به بندگانم اطلاع دهيد كه من بخشنده و مهربانم و كيفرم بس دردناك است. شايد يكي از رموز ماندگاري «انباءقرآني» توجه به سه محور اساسي بالاست كه هيچ يك دچار تغيير و تبديل نمي‌شود و گذشت زمان آن را كهنه نمي‌كند. اين ارزش‌ها خبري ماندگار است كه قرآن را همواره‌تازه و قابل مراجعه مي‌سازد.

پي نوشت‌ها:
١. براي آشنايي بايك جمع بندي از تلاش‌هاي انجام شده در راه اسلامي كردن معرفت نگاه كنيد به: ابراهيم عبدالرحمن رجب: دور نمايي از بازسازي اسلامي علوم اجتماعي، ويژه نامه‌ي حوزه و دانشگاه.
٢. بايد اعتراف كرد كه در اين راه فضل تقدم با دانشمندان عرب زبان مصري است كه با تخصص‌هاي مختلف ارتباطي به پژوهش در قرآن كريم پرداخته‌اند.
٣. بجز مباحث تفسيري، ذيل آيه‌ي شريفه‌ي ٥١ سوره‌ي شوري در تفسير الميزان، علامه طباطبايي (ره) كتابي مستقل تحت عنوان وحي ياشعور مرموز نگاشته‌اند.
٤. براي آشنايي با مباحث رمز گشايي و رمز گذاري در ارتباطات نگاه كنيد به: ارتباط‌شناسي، مهدي محسنيان راد، تهران، سروش، ١٣٦٩، فصل دوم.
٥. براي آشنايي با ويژگي‌هاي ارتباطات رو در رو و با واسطه نگاه كنيد به: كتاب وسايل ارتباط‌جمعي، دكتركاظم معتمد نژاد، تهران، دانشكده‌ي علوم ارتباطات اجتماعي، ١٣٥٥ ص ٦١ـ٦٦.
٦. اين تفاوت گذاري دقيق را اولين بار در نشريه ي همايون در سال ١٣١٧ ديدم و نويسنده را ستودم. نگاه كنيد به: سرمقاله‌ي نشريه‌ي همايون، سال ١٣١٧ شماره‌ي ششم.
٧. براي آشنايي دقيق با بار معنايي اين واژه‌ها نگاه كنيد به: «المفردات في غرائب القرآن»: راغب اصفهاني، تهران، دفتر نشر كتاب ١٤٠٤ قمري و معجم مقاييس‌اللغة، ابن فارس، تهران، مكتب الاعلام‌الاسلامي ١٤٠٤ قمري.